تغییر کن - شعری از کلاریس لیسپکتور

 

 

 

«تغییر کن»

 

تغییر کن.

اما به آرامی بیاغاز، چرا که راه و مسیر

مهم تر از سرعت است.

روی صندلی دیگری بنشین، بر کناره ی دیگر میز.

کمی بعدتر، میزها را تغییر بده.

هنگام که بیرون رفتی، تلاش کن از طرف دیگر خیابان بگذری.

سپس راهت را تغییر بده، به آرامی از خیابان های دیگر بگذر،

و از نزدیک ببین

جاهایی که باید از آن گذر کنی.

سوار اتوبوس های دیگری شو.

رخت آویز لباست را برای مدتی عوض کن؛ و کفش های کهنه ات را دور بریز

و تلاش کن برای چند روز کوتاه

حتی اگر در خانه،

پابرهنه قدم بزنی.

 تمام عصر از خانه به در آ و آزادانه پرسه بزن،

و به آواز پرنده ها و صدای ماشین ها گوش بده.

کشوها و درب ها را با دست چپ ات باز و بسته کن.

در سمت دیگر رختخواب ات بخواب. سپس تلاش کن

در رختخواب های دیگری به خواب بروی.

به برنامه های دیگر تلویزیون نگاه کن،

کتاب های دیگری بخوان، عاشقانه های دیگری را زندگی کن

حتا اگر تنها در تصورت.

دیرتر بخواب. زودتر به رختخواب برو.

روزی لغتی جدید بیاموز.

کمی کمتر بخور، کمی بیشتر بخور، متفاوت از همیشه بخور؛

ادویه های نو ، رنگ هایی جدید انتخاب کن.

 

چیزهایی را که زمانی شهامت اش را نداشتی امتحان کن.

در مکان های دیگری نهار بخور،

به رستوران های دیگر برو و نوشیدنی های دیگری سفارش بده

و نان ات را از نانوای دیگری بخر.

زودتر نهار بخور، دیرتر شام بخور، یا بلعکس.

هر روز کارهای جدیدی را امتحان کن:

یک سمت نو، یک روش جدید،

یک طعم جدید، یک راه نو،

یک شادی نو و یک موقعیت جدید.

از فروشگاه های جدیدی خرید کن، و صابون ها و خمیر دندان هایی جدید بردار.

در زمان های متفاوتی از روز حمام برو.

با خودکارهایی از رنگ های متفاوت بنویس.

برو و مکان های دیگری را ببین.

بیشتر و بیشتر و به شکل های دیگری عشق بورز. حتا هنگامی که

دیگری ترا به وحشت انداخت،

تلقین کن که چگونه عشق ورزیده ای

چونان که در رویاهایت.

 

کیف ، کیف پول و چمدانت را تغییر بده،

عینک تازه ای بخر و شعرهایی تازه بنویس.

حساب دیگری، در بانک دیگری باز کن،

به سینمای دیگری ، آرایشگاه تازه ای و تئاتر دیگری برو،

موزه های جدیدی را ببین.

 

تغییر کن. و با جدیت به دنبال کار و  فعالیت دیگری برو،

کاری بیشتر از آنچه از زندگی انتظار داری،

باوقارتر، انسان تر.

اگر نتوانستی دلیلی برای آزادی بیابی، دلیل بساز: آفریننده باش.

و از شانس ات برای سفری طولانی و لذت بخش پیشی بگیر-

ترجیحاً راهی بی هیچ مقصدی.

چیزهای جدید را امتحان کن. دوباره تغییر کن. تغییر دیگری بساز.

چیزهای دیگر را تجربه کن.

مطمئنن می دانی که بهترین و بدترین،

چیزهایی ست که قبلن بوده اند، اما مهم نیست.

چیزی که بسیار مهم است تغییر،

حرکت و انرژی ست.

تنها یک مرده تغییر نمی کند و تو هنوز زنده ای.


- ﮐﻼﺭﯾﺲ ﻟﯿﺴﭙﮑﺘﻮﺭ / ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺑﺴﺎﻃﯽ - 

تولدت مبارک استاد


تا سوم دبیرستان بیشتر درس نخوانده، آبادانی و بچه محل ناصر تقوایی ست، محمد قاضی را تنها مترجم کاربلد ایران می داند، زندان رفته، کلی ماجراهای ریز و درشت داشته و بی شک برترین مترجم زنده ی پارسی زبان است؛ از ارنست همینگوی تا مارک تواین، فاکنر و داکتروف به نامش گره خورده اند و تا ابدالدهر همین خواهد بود؛ می گوید تولدش در میانه ی زمستان 1309 است ولی در شناسنامه 1 شهریور نوشته شده، مهم نیست در چه روزی به دنیا آمده باشد، مهم این است که هر روز چیزی ما را به یاد قدردانی از او بیاندازد، اویی که آبروی ترجمه است؛ تولدت مبارک استاد.


#نجف_دریابندری #مترجم